خرید بک لینک
تنها بودن...
تنهــا بودن قــدرت مــی خــواهــد

و ایـن قــدرت را کســی بـه مـن داد

کـه روزی مـی گفت: تنهــــایـت نمــی گــذارم...

نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۹۵ساعت 0:54 توسط ریحانه| |

برچسب: تنها,بودن, نویسنده: نوید رضوانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:53

دو قدم مانده به رقصیدن برف یک نفس مانده به سرما و به یخ چشم در چشم زمستانی دگر تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما شب یلدا مبارک نوشته شده در چهارشنبه یکم دی ۱۳۹۵ساعت 20:27 توسط ریحانه| |

برچسب: یلدا, نویسنده: نوید رضوانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:53

مادرم ناباورانه جای خالی تو را شاهدیم جایی که قطره شمع وجودت را به پای عزیزانت ذوب کردی و خود در ظلمات یک شب سنگین به ملکوت پر کشیدی گوهر وجودت تو کیمیای زندگانی ما بود.

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۵ساعت 1:5 توسط ریحانه| |

برچسب: نویسنده: نوید رضوانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:53

صفحه بندی